غم سنگ

با همه غمهای دنیا آشنایم 

... 

با غم سنگی که تندیس ونوسی خواست بودن 

سنگ گوری شد، 

یا درون چشمه ای شهزاده بانویی بر او عریان نشیند، 

در دل تاریک و سرد سرداب سنگ صبوری شد. 

 

 

  منوچهر آتشی

با همه غمهای دنیا آشنایم

در لبهای بنفشه رنگم، 

خون مرده ی «دوستت دارم» ها ماسیده است.

آغوشت را تا آنجا که میتوانی باز کن 

اینقدر دوستت دارم

ولی افسوس...

عمیقاً باور دارم اگر سه شب پیاپی قبل از ساعت 2 بخوابم از بزرگان ایران زمین خواهم شد اگر 2 شب بتوانم آدم موفقی خواهم بود، اگر یک شب شد آدم خواهم شد. ولی افسوس...